پس از جستجو، ایستگاه و ساعت حرکت می نی بوس روستا را پیدا کردم. در دو راه همدان جلوی قهوه خانه تختی بود و من وسایلم را روی آن نهادم و منتظر ماندم . قهوه چی استکان را با انگشتی در درون آن و نعلبکی را در کف دست به درون کاسه ای پر از آب زرد فرو می برد و پس از آن از سماور در حال جوشیدن که قوری چای در روی آن بود پر می کرد و به آن های که طلب چای کرده بودند می داد. آن ها بدون نگاه کردن به رنگ و روی استکان و نعلبکی، با لذت تمام می نوشیدند. من تا آن جا که ممکن بود، چهره معلمی خود را آراسته بودم. کت و شلوار، پیراهن سفید و با کفش های واکس زده ، و چمدان قهوه ای عازم بودم. یک آقای هم با دندان های نا مرتب و هیکل ناموزون، قد متوسط و با کت و شلوار بدون اتو و کفش های کار کرده، در بیرون قهوه خانه قدم می زد. بی دغدغه و خون سرد، مثل آدم های دنیا دیده، دوست نداشتم در می نی بوس در کنار من بنشیند. انتظار سر رسید و می نی بوس آمد و سوار شدیم. آمد و در پهلوی من نشست و نیم نگاهی به من انداخت و خودم را جمع و جور کردم تا او هم راحت در صندلی آبی رنگ، کهنه و پاره بنشیند. حرکت کردیم، در بین راه خودم را معرفی کردم ، بلکه بغل دستی اندکی ملاحظه کند. از پس حادثه آن هم معلم بود و همکار ودقیقا" هم روستا، پس از عبور از شهر های تاکستان، ابهر و خرم دره، و طی راه پر پیچ و خم منطقه چقور به روستا رسیدیم. هر دو پیاده شدیم، نزدیک غروب بود.
نام با مسمای چقور برای این قسمت از طارم ، از این رو است که علی رغم واقع شدن آن در بالاترین قسمت طارم سفلی، خودش محصور دربین سلسله بلندی های زاگرس در پستی واقع شده است . چقور به زبان ترکی یعنی پایین تر از سطح . وقتی از سمت ابهر و خرم دره وارد منطقه می شوی، پس از پشت سر گذاشتن ابهر و خرم دره باید از ارتفاع حدود 2000 الی 3000 متری بالا روی و همین میزان را سرازیر شوی تا به منطقه برسی. در مدخل این مسیر روستای دهنج قرار دارد که از توابع ابهر است. معلمش را هم آن ها اعزام می کنند. کمی بالاتر ازآن روستای چمن امیر آباد است و از دهنج دو مسیر یکی به شرق و دیگری به غرب جدا می شوند. این دو شاخه مجموعه روستا های منطقه را در بر می گیرد . در ابتدای شاخه غربی روستای سزنق که دانشمند فیزیک ایرانی و چهره ماندگار ایران از این روستا است. این روستا یک ویژگی دیگر نیز دارد که طارمی ها از پایین و اطراف در روز عاشورا به آن جا می روند و جوشش علم را تماشا می کنند. می گویند علم به سوی بالا کشیده می شود. بزرگترین روستای شاخه غربی منطقه ماهین است که سادات مصطفوی را در خود جای داده است. سایر روستا ها عبارتند از، یمقان، بروج ، بوجی. این ضلع از طریق روستا های بوجی و گنگاور به التین کش و رودخانه قزل اوزن متصل شده است. ضلع شرقی چقور شامل روستاهای حصار صارمی، زرند، عباس آباد،علی آباد، قارخون ، رزن و حسین آباد است. این شاخه از طریق حسین آباد از یک طرف و اردک و محمد ده، مطفی لو و .. از طرف دیگر به بخش شمالی طارم متصل می شود. عمده محصولات این منطقه را کشت دیم گندم، جو و عدس تشکیل می دهد. اندک مزارعه آبی هم به لوبیا و سیب زمینی اختصاص می یابد. زمستان های طولانی و سرد و بهار سر سبز و تابستان ملایم و ییلاقی از ویژگی های مهم این منطقه به شمار می رود.
هواپیمای افغانی نیمه پر بود. عصر همان روز به کابل رسیدیم. اتوبوس های دست دوم فرودگاه ما را به ورودی بازرسی رساندند. در درون هر باجه مانند که از چوب ساخته شده بود یک کارمند افغانی نشسته و ویزا ها را کنترل می کرد. در بالای هر باجه یا اطاقک های چوبی با رنک قرمز و زرد ورود و خروج نوشته شده بود و دور آن را قاب چوبی احاطه کرده بود. وارد شدیم...
معيارهاي عمومی يک مقاله پژوهشي
کامل بودن مقاله ( تحت پوشش قرار دادن موضوع )
سازماندهی درست منطقی محتوای مقاله ( مثلا " رعایت ترتیب وقوع پدیده ها – رعایت ترتیب کلی تر – کلی و جزئیات ورعایت تقدم و تاخر مطاتلب و...
استدلالها با مد ارک وارجاعات پشتيباني شده باشد
شواهد کافي براي فهم موضوع ارایه شده باشد
ارتباط لازم بين ادبيات تحقيق و موضوع مورد تحقيق وجود داشته باشد
1- ساختار عمومی مقاله
عنوان مقاله:
• کلي و روزنامهاي نباشد؛
• گویا و بدون ابهام باشد
• فشرده و مختصر ؛
• مهم وارزشمند باشد
2) نام نويسنده/نويسندگان:
• نوشتن نام و نام خانوادگی نويسنده يا نويسندگان.( درصورت عضویت و یا وابستگی به سازمانی نوشته میشود)
3) چکيده:
• دربرگيرنده (بيان هدف و قلمرو تحقيق، اهميت کلّي تحقيق ، مروري فشرده بر ساختار مقاله، اشاره کلّي بهیافته هاو و دستاوردهاي مقاله)؛
• پرهيز جدي از آوردن مراجع، فرمول و علامتهاي ويژه؛
• رعايت کوتاهي و فشرده بودن ( در حد يک بند و سقف 200 تا 250 کلمه)؛
4) کليد واژهها:
• تا سقف پنج کلمه و يا اصطلاح
5) مقدمه:
• تعريف مسئله و قلمرو تحقيق؛
• طرح اهميت تحقيق؛
• طرح سوابق تاريخي موضوع؛
• طرح طبقهبنديها و شاخههاي مرتبط با موضوع؛
• ارائه تعاريف اصطلاخات اصلي و علائم و اختصارات؛
6) بررسي ادبيات موضوع/ سابقه تحقيق(پیشینه):
• طرح سابقه بر اساس يک نظم زماني/ ديدگاهي/مکتب فکري يا هر طبقهبندي ديگر؛
• بيان نقاط قوّت، ضعف و محدوديتهاي ادبيات موضوع؛
• طرح يافتههاي موافق و مخالف در ادبيات؛
• نقد و بررسي تئوريهاي طرح شده؛
7) بدنه اصلي مقاله:
• متشکل از يک تا چند بخش و در برگيرنده اصل تحقيق و مطالعه نظير روش و متدولوژي، فرضيات، آزمون ها و تحلیل داده و اطلاعات بر اساس سئوالات پژوهشی و یا فرضیات و توضیح در باره هر یک
8) نتايج ارائه خروجيهاي آزمايشها، مدلها يا محاسبات.
9) بحث در باره نتايج:
• استخراج اصول،روابط و ارائه تعميمهاي ممکن؛
• ارائه تحليل مدل يا تئوري؛
• ارائه ارتباط بين نتايج و تحليلها.
• جمع بندي و نتيجهگيري طرح نتايج مهم و پيامدهاي آنها؛
• بيان استثناء ها و محدوديتها؛
• طرح افقهاي تحقيقاتي براي ادامه و توسعه تحقيق.
10) سپاسگزاري (در صورت نياز):
• قدرداني از مؤسسات و يا اشخاصي که در به ثمر رسيدن تحقيق و يا بهتر انجام شدن فعاليتهاي مربوط به مقاله کمک کرده اند و یا به نحوی موثر بوده انده.
11) منابع:
• ارائه فهرست منابع.( برای رعایت قواعد مربوطه در همین وبلاگ جستجو کنید)
12) پيوستها (در صورت نياز):
موارد ويرايشي
• رعايت ملاحظات دستوري در جملات و سعي در نوشتن جملات کوتاه و گويا؛
• شماره گذاري عنوان بخشها و زيربخشها؛
• شماره گذاري روابط و فرمولها؛
• ارائه شرح مفيد و گويا در بالاي جداول و پائين شکلها؛
• شماره گذاري جداول و شکلها به طور جداگانه؛
• ارجاع دهي به هر جدول و يا هر شکل در متن از طريق شماره مربوطه؛
• پرهيز از شکستهشدن کلمات در دو خط متوالي (نظير "مي" در آخر خط و "شود" در ابتداي خط بعدي)؛
نکات ويژه
• سعي جدي در ثبات رويههاي اتخاذ شده در نوشتار مقاله (مانند اندازه حروف، ضخامت خطوط در جداول و شکلها، نوع خطوط لاتين در کلمات لاتين, فاصله شمارهها با متن يا روابط)؛
• الگوبرداري از ساختار آخرين مقالات منتشر شده در نشريه يا ژورنال هدف
• استفاده از نظرات اشخاص مطّلع و مرتبط با موضوع مقاله و دريافت بازخورد از آنان برای به سازی
• رعايت امانت، صداقت
منابع:
توانگر ی ؟ جواب این سوال را باید در تصور غلط انسان ها نسبت به طرز تفکر توانگران دانست و در اهمیت زیاد دادن به حرف های مردم جستجو کرد . داستان شاهزاده و گدا اثر مارک تواین را حتما خوانده اید و احتمالا فیلم آنرا چندین بار از تلویزیون دیده اید . در این داستان وقتی یک شاهزاده متوجه شباهت عجیبش با یک پسر گدای همسن و سال خودش می شود ، لباس هایش را با او عوض می کند و وارد جامعه گدایان میشود . ولی هرگز نمی تواند خوی و رفتار فقیران را بپذیرد و با آنها کنار بیاید . یعنی با وجودی که لباسش فقیرانه بود و در محیط فقیران هم زندگی می کرد ، هنوز هم مانند شاهزادگان با زندگی و اطرافیان خود برخورد می کرد . او اصلا اصراری نداشت که لباسش را به رخ دیگران بکشد . چون همه چیز داشت ! او با وجودی که دیگران باورش نمی کردند اما خودش باور داشت که شاهزاده است و اصلا در بند این جور ادا بازی ها نبود . توانگران واقعی این گونه اند .
کمی به عکس های غیر رسمی بیل گیتس میلیاردر معروف نگاه کنید . با لباسی کاملا عادی و از همه مهمتر ارزان قیمت در خیابان شهرهای فقیر با دمپایی راه میرود و به همراه زنش نقشه می ریزد که چگونه پول اضافه اش را برای بهسازی زندگی فقیران کشورهای مختلف جهان خرج کند که واقعا به دردشان بخورد!!!مثلا سیستم آبرسانی آن ها را بهبود ببخشد یا مانع از شیوع بیماری های فراگیر بین کودکان و زنان شود . این که او چگونه با اضافه پولش رفتار می کند موضوع دیگری است اما نکته این جاست که جناب توانگر و خانواده اش فقط به اندازه نیاز از پول شان برداشت می کنند و اصلا هم به نظر بقیه نسبت به میزان ثروتی که دارند اهمیتی نمی دهند .
شاید بگویید که خیلی از میلیونرها را می شناسید که برعکس بسیار متکبر و فخرفروش اند و احساس می کنند به واسطه ثروتی که پشت سر خود دارند یک سر و گردن از بقیه بالاترند . اما باید بین توانگر و میلیونر تفاوتی قائل شوید و به این نکته کلیدی توجه داشته باشید که توانگر فرقش با میلیونر این است که اگر هر دو همین الان تمام ثروت خود را از دست بدهند ، شخص توانگر می تواند در اندک مدتی دوباره توانگر شود و آن میلیونر بی خبر از اسرار توانگری ، برای همیشه باید از دنیای ثروتمندان خداحافظی کند و به قبیله ناتوانگران بپیوندد . توانگران هوشمندانه و به اندازه نیاز خودشان خرج می کنند!"
اگر جنس ارزان قیمت و خوبی، کیفیت و دوام کافی داشته باشد شک نکنید که یک توانگر آنرا می خرد . او اصلا مانند فقیران با اجناس گران مغازه ها برخورد نمی کند که چون یک جنس گران است پس حتما کیفیت اش خوب است . برعکس به نیاز خودش نگاه می کند و اینکه آیا چیزی که می خرد از لحاظ کیفیت نیاز او را برآورده می کند یا نه.در صورت مثبت بودن جواب بدون هیچ درنگی جناب توانگر آن جنس را می خرد و از مغازه بیرون می رود .
شاید برای شما هم حیرت انگیز باشد اما بد نیست بدانید که عمده خریداران اجناس گران قیمت مغازه های لوکس و تجملی و به اصطلاح بالاشهری اشخاص متوسط و فقیر جامعه اند و عموما توانگران اصلا به این مغازه ها سر نمی زنند .
یک توانگر با خودش فکر می کند که نباید پول را هدر داد و باید آنرا به جریان انداخت تا قدرت زایش پیدا کند . به همین خاطر فقط به اندازه نیازش هزینه می کند و مابقی را در مسیری که خودش درست می داند به جریان می اندازد . البته برای هزینه کردن هم برنامه و حساب و کتاب دارد و همیشه دفترچه نیاز خود و خانواده را با اولویت بندی منطقی و قابل توجیه در جیب خود همراه دارد و می داند که امروز باید چه چیزی را به چه دلیلی به چه میزانی و با چه حدود قیمتی بخرد . در واقع یک توانگر قبل از پول خرج کردن این موارد را حتما در نظر می گیرد و با این نوع تفکر است که بین خود و یک پولدار معمولی و تصادفی تفاوت ایجاد می کند .
آیا نیازسنجی می کنید؟ یعنی می دانید خود و فرزندان واطراف یانتان در حوزه های مختلف درمانی، تغذیه، تحصیلی، معنوی و ... چه نیازهایی دارند و این نیازها را از روی کدام کمبود متوجه شده اید و آیا برآوردن این نیاز مهم است؟درجه اهمیت یا اولویت پرداختن به این نیاز ها چه قدر است؟یک توانگر به همه نیازها می پردازد و هیچ نیازی را قربانی نیاز دیگر نمی کند . پول خرج کردن برای رفع این نیازی که تشخیص داده اید چقدر باید باشد و به عبارت ساده تر هزینه رفع این نیاز چقدر است؟ یک توانگر هر وقت می خواهد چیزی بخرد دقیقا می داند که حدودا قرار است برای خرید آن چیز چقدر هزینه شود . توانگران چشم بسته خرید نمی کند .
در چه محدوده زمانی باید این نیاز برآورده شود .آیا حتما لازم است همین الان با هر جان کندنی که هست و به هر قیمتی که شده، نیاز برآورده شود یا می توان مدتی صبر کرد و با حوصله به جست و جوی بهترین چاره برای آن نیاز برخاست!؟ هرچند خریدهای اضطراری در زندگی هرکسی وجود دارند اما یک توانگر فقط به این دلیل که ناگهان داخل بازار افتاده و یا دیگران دارند خرید می کنند، پولش را خرج نمی کند . او عجله ای برای تبدیل پولش به چیزی که ممکن است بیهوده باشد ، ندارد .
چقدر از این نیازها مصنوعی است ! یعنی به خاطر نظر مردم و یا چشم و هم چشمی یا فخرفروشی و ... است. هرچه مصنوعی بودن نیاز بیشتر باشد بی اهمیت تر می شود!
و جالب این جاست که توانگر چه هنگام خریدن یک تکه نان و چه هنگام امضای قرارداد یک کارخانه بزرگ در هر دو حالت موارد فوق را دقیقا درنظر می گیرد و رعایت می کند . اکنون برای این که اختلاف بین یک توانگر واقعی و یک غیر توانگر را دریابید به هزینه کرد افراد دقت کنید
نمونه طرح درس جغرافيا
عنوان درس : چرا اقتصاد در قارة اروپا پيشرفته است ؟ زمان : (40 دقيقه )
مجری : کلهر منطقه/ ناحیه : مرکز تربیت معلم معین شهید رجایی
مفاهيم : اقتصاد ، قاره _ توسعه و پيشرفت
هدف کلی درس: آشنایی با علل پیشرفت اقصادی قاره اروپا
اهداف جزیی و عینی درس : پس از تدریس یادگیرندگان می توانند:
- علل توسعه و پيشرفت قاره اروپا را بیان کنند.
- پيامد هاي توسعه و پيشرفت قاره اروپا را توضیح دهند
- ضمن جمع آوري ، ساز ماندهي و تجزيه و تحليل اطلاعات مربوط به توسعه و پيشرفت كشور ها
آن اطلاعات را پشتيباني کرده و راه حل منطقی برای توسعه کشور خود ارایه دهند
وقتی که تماس حاصل شد، دغدغه های ما افزایش یافته است. شما همه کارهایت را برای رفتن خودت انجام دادی من امیدوارم همه مشکلات را با دقت و حوصله حل خواهی کرد.آن چه به ما مربوط است، کوتاهی نخواهیم کرد. هدف های بزرگ نیازمند، تلاش زیاد و تحمل بیشتر است.
بنا به گفته شما امروز ۱۴ ژانویه معارفه انجام می شود، به نظرم برای شما جالب باشد.
وقتي وارد شهرمكه شديم، نيمه شب فرا رسيده بود، از اتوبوس ها پياده شده و وارد هتل شديم ، آيينه هاي درب آسانسورها را كاغذ چسبانده بودند تا كسي به آيينه نگاه نكند، چون از محرمات احرام است. نوساز نبود، ولي قابل تحمل آن هم به خاطر خانه خدا.عده اي بلافاصله براي طواف رفتن از جمله اصلي بيگي و فاطمه خانم و سيدابوالحسن هم همين طور. نظر روحاني كاروان