راستش را بخواهید یک چیزهای آزار دهنده وجود دارد که ایجاد شده و غلط هم هست. برای تکامل و زندگی معنا دار باید مسئولیت قبول کرد و در برابر مسایل متنوع و متعدد مقاوم بود. فرایند رشد ما و استعدادهای خدا دادی باید شکوفا شوند وگر نه بخش اعظم فعالیت های ما بی معنی جلوه می کنند. چند چیز دیگر هم هست که به موقع می نویسم. زندگی مشترک راحتی، لذت بردن و خلاص شدن از ... نيست. چيز هاي ديگري را هم در بر مي گيرد. به عبارت ساده تر آرامش رهايي از طوفان نيست، بلكه آرام بودن در درون طوفان است!. 

    من خودم با ارزش های بوجود آمده جدید و نگره های غربی مبتی بر لذت و دوری از رنج و سختی برای زندگی با دوام موافق نیستم. تشکیل خانواده و بچه داری سخت است اما با سرشت و ذات ما همخوان و بخشی از وجود و طبیعت ماست. این مهم سخت است اما بدون طی فرایند آن استعدادهای مرتبط در طبیعت ما رشد نمی کنند و  این خود یعنی نادیده گرفتن ذات خود و به نوبه خود یعنی مبارزه با ناموس خلقت.

 قبول دارم مسئولیت اجتماعی(ایجاد زندگی مشترک) و مسئول رفتارهای اجتماعی خود بودن سخت است. بخشی از خودت و وقت خودت را باید برای غیر خود صرف کنی. یعنی شما می شوید بخشی از زندگی دیگران و همین طور دیگران هم بخشی از زندگی شما می شوند. در خوشی و نا خوشی این بخش از زندگی در گیر می شود و همیشه خودت و برای خودت نیستی و از این جور چیزها . من این ها را فبول دارم و با پذیرفتن این ها زندگی می کنم. در اغلب موارد برای غیر از خودم درگیر هستم. این جوری زندگی معنی دار می شود. زندگی و تداوم آن بهانه می خواهد و این مستلزم یک چیزهای است که شما می دانید اما هنوز باور نکردید.  

  اقبال و روی خوب زندگی در قوی بودن است. نه آرامش و راحتی و بی دردسری! یک چیزهای هست زندگی من را شیرین می کند، موفقيت خودم ، بچه ها، شما و از اين جور چيزها.