معلم
( برگرفته از فصل اول کتاب ارزشیابی توصیفی)
علاوه بر آن بدون استفاده از يافته هاي علمي در باره تربيت، مثل ايجاد انگيزه و حفظ واستمرار آن تا پايان تدريس و توجه به رسش شناختي، عاطفي و جسماني براي فرايند رشد و توسعه دانش آموزان و همچنين رعايت جوانب اخلاقي در ياددادن، مانند: رعايت انصاف و تقوا، صحبت كردن از آموزش موثر، گزافه ي بيش نخواهد بود.
معلمانی اثربخش هستند که دستیابی به اهداف خاصی را در نظر می گیرند و از ابهام بدورند، بدین معنی که می دانند چه چیزی را با چه روشی باید یاد بدهند و با چه روشی از آموخته های یادگیرندگان مطلع شوند. معلمان اثربخش داراي دانش و مهارت های مورد نیاز جهت دستیابی به اهداف مورد نظر هستند و آن ها را در زمان مناسب به شیوۀ مطلوب و مورد انتظار به کار می گیرند. بنابراین، ارتباط بین شایستگی معلم و عملکرد وی و تحقق اهداف آموزشی بدیهی است.
به اعتقاد برخی از روان شناسان اثربخشی معلم لزوماً بایستی بر اساس رفتارها و یادگیری های دانش آموزان و نه بر اساس رفتارهای معلمان ارزیابی شود. در حالی که برخی از متخصصین بر روابط معلم با دانش آموزان و ویژگی های شخصیّتی معلمان بیشتر تاکید نموده اند. میتزل می گوید: جهت ارزیابی معلمان سه جنبه را باید مد نظر داشت:
*نتیجه کار معلم، یعنی تغییرات رفتاری دانش آموزان (دانش، نگرش و مهارت). به قول سند تحول بنیادین آ.پ تغییر در تفکر، تعقل، علم، ایمان و اخلاق و عمل
*چگونگی روابط متقابل معلم و دانش آموز.
*شخصیّت معلم که شامل سازگاری، هوش و رفتار اوست.
"یک معلم"، سال ها فعالیت در کلاس درس را در کارنامه شغلی خود ثبت کرده. بچه ها را دوست دارد و همواره موفقیت آن ها براش مهم بوده و هست. علاوه بر آن،" یک معلم" فعالیت های خود را با تدریس درکلاس های چند پایه شروع و تا تدریس در دانشگاه ها ادامه داده است. همچنین تدریس در دوره های تربیت معلم و تربیت مدرس برای دانشگاه ها را به کارنامه خود اضافه کرده است. با وجود فضای مدیریتی غیر شایسته سالار هنوز شوق معلمی را از دست نداده است!!