( برگرفته از کتاب ارزشیابی توصیفی، تالیف منوچهر کلهر)

مطالعات اخیر نشان می دهد که الگو های رایج سنجش و ارزشیابی  پیشرفت تحصیلی قابلیت تهیه اطلاعات از جنبه های کیفی یادگیری را ندارند. علاوه بر آن تعریف رویکرد های جدید از یادگیری کار آمدی این گونه روش ها را به شدت زیر سئوال برده است.

  در پنج دهه گذشته نوعی شکاف و چرخش از الگوهای کمی به کیفی به چشم می خورد(وزارت آموزش وپروش،1383: 22). در برسی سیر تحول روش های سنجش وارزشیابی پیشرفت تحصیلی در آموزش وپرورش گفته شده است که نگاه خطی[1] و تک بعدی[2] به پدیده ها ودر اینجا به دانش آموزان و آموزش وپرورش دارد ورابطه موضوعات و پدیده ها در فرایند یاددهی – یادگیری، از جمله رابطه دانش آموزان بامعلم ومطالب درسی را بر اساس روابط علت – معلولی تحلیل می کند که ریشه در نظریه روان شناسی رفتارگرا و در نظریه جامعه شناسی کارکرد گرا دارد. الگوهای کیفی سنجش وارزشیابی پیشرفت تحصیلی ریشه در رویکردهای شناختی، فراشناختی و سازاگرایی دارند. الگو های مبتنی بر نظریه های اخیر یادگیری چارچوب مناســــب برای پی بردن به چگونگی مجموعه ویژگی های یادگیرندگان را در اختیار می گذارد.

           تاکید بیش اندازه به نمره و جاری بودن فرهنگ بیست گرایی، امتحانات را به هدف تبدیل کرده است. موفقیت معلمان ، مدارس ، نواحی و مناطق و سازمان های آموزش وپرورش براساس میانگین نمرات یا توزیع نرمال کلاس ، مدرسه و... مورد مقایسه قرار می گیرند. این نگاه هنجار – مدار به فعالیت های آموزش وپرورش و فعالیت های مبتنی برآن ، تربیت واقعی دآنش آموزان را به خطر انداخته  و از سوی دیگر نقش واقعی معلمان را نیز خدشه دار می کند. برای مثال اگر دانش آموزی در درس تعلیمات دینی نمره بیست (20) بگیرد، این نمره هرگز نشان دهنده  بالا ترین تدین  نیست. علاوه برآن  معلمان نیز فعالیت خود را کامل و قابل قبول قلمداد نموده و نقش خود در بهسازی یادگیری را تمام شده تلقی می کنند.

         ارزشــیابی های قبلی از کل داستان یادگیری، فقط به دنبال مستند کردن نتایج یادگیری بودند و نتیجه یادگیری هم به حفظ معلومات شناخته شده ( همان گونه که هستند) محدود شده است. لذا عمدتاٌ بر ارزشیابی های پایانی تاکید دارد که فقط محفوظات را اندازه می گیرد. میزان معلومات و محفوظات ملاک داوری و ارائه نمره است که نمره گرایی و اضطراب امتحان را در پی خـــواهد داشت. از سوی دیگر نتایج حاصل از این نوع ارزشیابی ها در پایان یادگیری به دست می آید و اطلاعات کاملی را نیز فراهم نمی کند. در نتیجه نمی تواند در بهبود جریان یادگیری مورد استفاده قرار گیرد، زیرا هم فرصت تمام شده و هم اطلاعات ناکافی است .

          این نوع ارزشیابی با تاکید بر نتایج یادگیری حاصل از محفوظات، قادر به توصیف ورودی ها، فرایند پردازش و تغییر در کاربست آن ها نیست. زیرا تدریس های انتخابی و یادگیری های انتخابی را ترویج می دهد. معلمان و دانش آموزان براساس سوالات امتحانی سال های قبل تلاش خود را برای آموزش و یادگیری به موضوعات خاصی متمرکز می کنند و از یادگیری کامل باز می مانند.

           

                                    مقایسه ارزشیابی سنتی و نوین

 

                   ارزشیابی توصیفی

1- ارزشگذاری به جریان رشد است .

2- به فرایند رسیدن به پاسخ ، توجه می شود.

3- پایش و مستند سازی فعالیتهای یاددهی- یادگیری است (ثبت و توصیف و سنجش است) .

4- به پیشروی و تلاش توجه می گردد.

5- بیشتر تصرف در اطلاعات را می سنجد.

6- در واقع، آموزش و روش تدریس نیز هست.

7- در این شیوه، روش تدریس با تاکید بر فرایند طرح مسئله است .

8- مسئله محور است .

9- به تفکر واگرا توجه دارد.

10- براساس تئوری مستندسازی رشد است .

11- براساس منطق ریاضی اگر- آنگاه است (رابطه ها دلیل و مدلولی است)

12- معلم به عنوان « شریک یادگیری» دانش آموز است.

13- در این مدل استراتژی و سمت مطرح است .

14- محتوا و جریان یادگیری به اکتشاف نظر دارد.

15- یادگیری انتها ندارد بلکه مرحله دارد و ارزشیابی در طول یادگیری است و بازخوردی است.

16- دانش آموزان را متجانس می کند.

17- هدف به معنی راه است .

18- سوال به حوضه ناشناخته ها دامن می زند و موجب بروز خلاقیت می گردد.

19- ماهیت سوالات با تاکید بر خودارزیابی و فراینداست

20- مدل آموزشی تاکید برآن دارد که از هیچ به وجود آورد .

                  ارزشیابی سنتی

1- ارزشیابی از نتیجه رشد است.

2- به پاسخ تولید شده توجه می شود.

3- بار ارزشی دارد و داوری است و سنجش و قضاوت را با هم دارد .

4- به پیشرفت توجه دارد.

5- بیشتر کسب اطلاعات را می سنجد.

6-منفصل ازآموزش است ونتیجه آموزش را درنظردارد.

7- روش تــــدریس نهایتاٌ با تاکید بر حل مسئــــله خواهد بود.

8- موضوع محور است .

9- به تفکر همگرا توجه دارد .

10- براساس تئوری « مهندسی اجتماعی» است .

11- براساس منطق ارسطویی است (رابطه علت و معلولی است ) .

12- معلم به عنوان «هادی یادگیری» است .

13- در این مدل ، اهداف مشخص مطرح است .

14- محتوا و جریان یادگیری انتخاب شده است .

15- یادگیری فضای مشخصی دارد و ارزشیابی در انتها انجام می گیرد.

16- رقابت بین دانش آموزان را دامن می زند.

17- هدف به معنی مقصد است .

18- سوال از حوزه شناخته شده هاست و خلاقیت را دامن می زند.

19- ماهیت سوالات با تاکید بردیگر ارزیابی و نتیجه است

20- مدل آموزشی تاکید دارد که آنچه را وجود دارد تبدیل به احسن کند.

       اثربخش کردن آموزش معلمان از یک طرف، يادگيري اثربخش و همچنین ارزشیابی موثر از آموخته ها از سوی دیگر، صاحب نظران حوزه تعلیم و تربیت را بر آن داشت تا به فکر چاره ی کار باشند.

          بر اين اساس، شورای عالی آموزش و پرورش طی رأی صادره در جلسه ۶۷۴ به دفتر ارزشیابی تحصیلی و تربیتی، مأموریت داد تا در خصوص تبدیل مقیاسكمی (۲۰-۰) به مقیاس كیفی، مطالعاتی انجام داده، گزارش آن را به شورا ارائه داد.دفتر ارزشیابی تحصیلی بعد از مطالعات و بررسی های به عمل آمده، طرحی را تحت عنوانارزشیابی توصیفی تهیه و به شورای عالی ارائه كرد. این طرح با هدف افزایش كیفیتفرآیند یاددهی- یادگیری، كاهش اعتبار آزمون های پایانی و افزایش بهداشت روانی محیطیاددهی- یادگیری، همراه با ایجاد تغییرات زیر در نظام موجود ارزشیابی تحصیلی، تهیهشد.
*
تغییر مقیاس فاصله ای (۲۰-۰) به مقیاس ترتیبی؛
*
تغییر ساختار كارنامهو تبدیل آن به كارنامه توصیفی تحت عنوان گزارش پیشرفت تحصیلی؛
*
تغییر و تنوعبخشی به ابزارها و روش های جمع آوری اطلاعات از وضعیت تحصیلی دانش آموز، مانند: پوشهكار، آزمون های عملكردی، چك لیست، برگ ثبت مشاهدات و...
*
تغییر در رویكرد كلیارزشیابی از ارزشیابی پایانی به ارزشیابی تكوینی و فرآیندی؛
*
تغییر در مرجعتصمیم گیرنده در ارتقای دانش آموزان كه در این طرح به جای امتحانات پایانی، معلم وشورای مدرسه، مرجع صاحب صلاحیت تصمیم گیری تعیینشد. 

 -----------------------------------------------------------

 در هر حرفه ای که هستید نه اجازه بدهید که به بدبینی های حاصل آلوده شوید و نه بگذارید که بعضی لحظات تاسف بار که برای هر ملتی پیش می آید ، شما را به یاس و ناامیدی بکشاند . در آرامش حاکم بر آزمایشگاه ها و کتابخانه هایتان زندگی کنید.نخست از خود بپرسید : برای خودآموزی و یادگیری خودم چه کرده ام ؟ سپس همچنان که پیش میروید بپرسید : من برای کشورم چه کرده ام ؟ و این پرسش را اینقدر ادامه بدهید تا به این احساس شادی بخش و هیجان انگیز برسید که شاید سهم کوچکی در پیشرفت اعتلای بشریت داشته اید.

اما هر پاداشی که بشریت به تلاشهایمان بدهد یا ندهد هنگامی که به پایان تلاش هایمان نزدیک میشویم هر کداممان باید حق آن را داشته باشیم که با صدای بلند بگوییم :

" من آنچه در توان داشته ام انجام داده ام " 

 

لویی پاستور 1832-1895

---------------------------------------------------