از این جور حرف ها
----------------------------------------
بسیاری از ما بر اساس یک نظام پنهان معامله ی پایاپای عمل می کنیم. افراد کمی هستند که بی آنکه چشمداشتی داشته باشند، هدیه می دهند. خواه پول باشد یا قدردانی، عشق یا هر چیز دیگر.
وقتی گرفتن هدیه ای در ما انگیزه ایجاد کند که هدیه بدهیم همیشه این نگرانی در ما ایجاد می شود که اگر در عوض این هدیه، هدیه ای به ما پس ندهند چه می شود؟ این نگرانی کم کم ذهن ما را پر می کند و به ترس تبدیل می شود و همین آرامش ذهنی ما را از بین می برد.
وقتی از صمیم قلب به کسی هدیه می دهید و توقع ندارید که به جای آن چیزی از او بگیرید صلح و آرامش در شما حکمفرماست. بخشش واقعی در درون ما شادی می آفریند. بخشش واقعی به اعتماد به نفس ما کمک بزرگی می کند.
وقتی از خود غافل شویم و به دیگران توجه کنیم بهتر و بیشتر می توانیم از صمیم قلب ببخشیم. درآن حالت بدون آنکه کسی از ما انتظار داشته باشد هدیه می دهیم. این احساس آزادی در بالاترین حد آن است.
وقتی ما چیزی را به کسی می بخشیم و این بخشش صرفا به خاطر دیگران است نه از روی چشمداشت، پی می بریم که بیشتر از حد تصورمان هدیه گرفته ایم.
وقتی هدیه دادن جزو برنامه های روزمره تان قرار گیرد حس کمبود و نیازمندی را از دست می دهید و احساس بی نیازی می کنید. وقتی چیزی را به کسی می بخشید حس قدرت و عشق در شما بیشتر و بیشتر می شود.
فهرستی از تمام افراد مهم زندگیتان تهیه کنید. سپس به طور منظم به سراغ آنها بروید و به نسبت سهمی که در مثبت اندیشی شما دارند از آنها تشکر کنید. کلمه متشکرم نیرومندترین و بخشنده ترین کلمه ای است که تا به حال گفته شده. نظر شما؟
منبع: سوزان جفرز(1391)؛ 135 نکته برای اعتماد به نفس ، مترجم، سپیده خلیلی، تهران: قدیانی،
"یک معلم"، سال ها فعالیت در کلاس درس را در کارنامه شغلی خود ثبت کرده. بچه ها را دوست دارد و همواره موفقیت آن ها براش مهم بوده و هست. علاوه بر آن،" یک معلم" فعالیت های خود را با تدریس درکلاس های چند پایه شروع و تا تدریس در دانشگاه ها ادامه داده است. همچنین تدریس در دوره های تربیت معلم و تربیت مدرس برای دانشگاه ها را به کارنامه خود اضافه کرده است. با وجود فضای مدیریتی غیر شایسته سالار هنوز شوق معلمی را از دست نداده است!!