اما زیاده روی نکنید، حتی در محبت کردن. جور هیچ کس را نکشید، خودتان باشید و در جای خودتان،  بزرگوار باشید. دوم: فقط در جای خودتان باشید و به دنبال پرکردن جای ... نباشید، چون هیچ کس نمی تواند جای دیگری را پر کند. سوم: خودتان باشید نه زیاد و نه کم، یعنی هر آن چه هستید باشید. برای این که ته دنیا آن دور دور ها است. به عبارتی کوته فکر نکنید، شما به آن دورها هم توجه نمایید چون این جوری راحت تر می شود  ناملایمات را تحمل کرد و خیلی چیزهای دیگر. من که متوجه نشدم چون فهمیدنم امروزها خوب کار نمی کند. اگر شما متوجه شدید که چه شد؟ به من هم بگویید. اگر مغز شما هم کار نمی کند باز هم بگویید. در عین حال بدانید که هر چه مغزتان کم کار کند بیشتر از زندگی لذت می برید!

--------------------------------------------------

گویند:  در بیمارستانی، دو بیمار در یک اتاق بستری بودند، یکی از بیماران اجازه داشت که هر روز بعد از ظهر یک ساعت روی تختش که کنار تنها پنجره اتاق بود، بنشیند ولی بیمار دیگر به سبب بیماری كه داشت امكان اين كه حركتي داشته باشد نبود، بطوري كه مجبور بود همیشه پشت به هم اتاقیش روی تخت بخوابد. آن ها ساعت ها با هم صحبت می کردند، از همسر، خانواده، خانه، سربازی یا تعطیلات شان با هم حرف می زدند و هر روز بعد از ظهر بیماری که تختش کنار پنجره بود، می نشست و تمام چیزهائی که بیرون از پنجره می دید برای هم اتاقیش بدين صورت توصیف می کرد :

      دریاچه ی زیبا با آب صاف وزلال روبروی  مان با موج های کوچک که از شنایی مرغابی ها و قوها ایجاد می شود به کناره های دریاچه که به شکل زیبایی با جدول های رنگی تزیین شده می خورد.  کودکان با قایق های تفریحی شان در آب سرگرم بازی هستند و والدینشان در کنار دریاچه لبخند بر لب به آن ها تماشا می کنند. درختان بزرگ و قدیمی به منظره بیرون زیبائی خاصی بخشیده است و تصویری زیبا از شهر در افق دور دست دیده می شود و ....
 
  بیمار دیگر توصیف او را در ذهن خود مجسم می کرد و روحی تازه می گرفت. روزها  سپری شد تا این که روزی مرد کنار پنجره از دنیا رفت و مستخدمان بیمارستان جسد او را از اتاق بیرون بردند. مرد دیگر که بسیار ناراحت بود تقاضا کرد که تختش را به کنار پنجره منتقل کنند. پرستار این کار را با رضایت انجام داد. مرد به آرامی و با درد بسیار خود را به سمت پنجره کشاند تا اولین نگاهش را به دنیای بیرون از پنجره بیندازد. به اين فكر مي كرد كه بالاخره می توانست آن منظره زیبا را با چشمان خودش ببیند ولی در کمال تعجب با یک دیوار بلند خشك و بي روح سیمانی مواجه شد.

   مرد با تعجب به پرستارگفت:  هم اتاقیش همیشه مناظر دل انگیزی را از پشت پنجره برای او توصیف می کرده، ولي اینجا که با دیواربلند محصور شده و نشاني از آن مناظر نيست !؟
پرستار به او پاسخ داد: چگونه ممكن است ؟! چون آن مرد کاملاً نابینا بود. 

                                   دل باید بینا باشد عزیز

        و خوش به حال آن های که هم دیده بینا و هم دل بیدار دارند.

---------------------------------------------------------

 

   

دل اگر بیدار باشد همه چیز را به رنگ خدا میبیند.هر چیز را با ذات زیبا و حقیقی خودش میبینه.اونوقته که کلاغ هم یه پرنده زیبا میشه و مشکلات پلی میشن برای رسیدن به موفقیت نه دلیلی برای غصه خوردن و عقب نشینی و خیلی چیز های دیگه.

--------------------------------------

دل به دست آر تا کسی باشی

--------------------------------------

دل اگر بیدار باشد، تو چشمان آدما قلبشان را می خواند و با نگاهش محبت می افشاند، چون ته دنیا را آن دور ها می داند.

-----------------------------------------

  همه را خوب و خوبی می بیند،

--------------------------------

 متن شما ( صفحه اول)ذهنم را قلقلک داد! به نظرم چیز سختی نبود چون خودم هم درگیر مسئله مشابه هستم کاملا موضوع رو درک کردم. من خودم به شخصه معتقدم که هرکس همونجوری که هست باید خودش رو نشون بده و نباید انقدر سعی کنیم متفاوت باشیم و از دیگران تقلید کنیم. از یکی شنیدم همین که خودمان باشیم یعنی اینکه متفاوتیم! نباید خودمان را دست کم بگیریم.

----------------------------------

وقتی برای محبوبیت و پیروی از دیگران چیزهای زیادی را قربانی کنید، شخصیتتان گم خواهد شد.

----------------------------------------------------

اين جمله از يه بزرگوار بود كه واقعا ازش خوشم اومد گفتم برا شما هم بنويسم
***ما آمده ايم كه با زندگي كردن قيمت پيدا كنيم ،نه به هر قيمتي زندگي كنيم***
--------------------------------------

گاهی اگر دل نداشته باشی زندگی قشنگتر میشه...دل بینا وقتی خوبه که دل همه بینا باشه استاد...اگر قرار باشه توی هر صد تا یکی ،یک نفر دلش بینا باشه و اون یکی هم ....باشد خیلی سخته چون اون وقت حکایت ... میشه:از درد سخن گفتن و از درد شنیدن با مردم بی درد ندانی که چه دردیست.اون وقت هیچ کس نمیفهمه چی میگی و .....مینوسی در کج فهمی ادمها.....
----
معلمی می گوید: بچه های که درس ها را نمی فهمند به آن ها راحت می توان  درس را فهماند، ولی آن های که خود را به نفهمی می زنند، دشواری دو چندان است. بدتر از آن نادان بودن به دانایی دیگران است که ....بماند عزیز
-----------------------------------------------